تبليغاتX
يكي بود يكي نبود - انقلاب
شبانه ها

    بی گمان به طور قطع نمی توان گفت نطفه ی انقلاب چه زمان بسته شد.انقلاب مشروطه؟! کودتای 28 مرداد؟! شهریور 42 ؟! و یا گشایش نسبی فضای سیاسی دهه ی 50 ، و یا هنگامی که به واسطه ی افزایش ناگهانی قیمت نفت دلارها روانه ی کشور گشت؟! آیا آرزوی انقلابیون بهره گیری بهتر از ثروت کشور بود یا پیشرفت و ترقی و مدرن شدن ایران در بستر دین.؟ آیا هیچ امیدی به اصلاحات نمی رفت یا توده ی مردم و روشنفکران هزینه های انقلاب نمی دانستند؟!    آنچه درست تر به نظر می رسد شاید آن باشد که تصور بر این بوده پس از انقلاب می توان داشته های ارزشمند موجود را همچنان محفوظ داشت و بر افزودن ارزش های دیگری همت گماشت و در این راستا عیوب را نیز   بر طرف نمود. توده ی مردم اما ناآگاه از عواقب انقلاب و برنامه های روشنفکران انقلابی ، تنها نفی ِ داشته ها می کردند و رهبران انقلابی گویا برنامه مستندی برای روزهای بعد نداشتند. روزهایی که  مردم در خیابان ها بودند و شعار مرگ سرمی دادند شاید هیچ کدام شان از خود سوال نکرد که" فردای انقلاب چه باید کرد".فردا که به ثمر می نشست!! هیچ نمی دانستند که چه می خواهند.( هرچند تنها نخواستن شان را-  به گمان خود - مستدل فریاد می کردند.) این شد که بی چون و چرا خود را به موج انقلاب سپردند و هر چه رهبران می خواستند با باوری تمام به جان می پذیرفتند و نمی دانستند اگر انتظار کشوری مدرن دارند نمی بایست سرنوشت آن را به نمایندگان " سنت " بسپارند.

    اکنون 30 سال از آن روزهای پر احساس و التهاب و هیجان گذشته است و اگر به آن دوران یک سوال ِ بی جواب داشتتند اینک باید زحمت جواب گویی به  دو پرسش را بر خود متحمل شوند. فردای انقلاب چه کردند؟ و دیگر اینکه کدام دستاورد حاصلشان بوده به جبران آن همه هزینه و سختی و درد و رنج ، پس ِ این سال ها.؟!!

 

 

              

 

                    

               

+ نوشته شده در  جمعه 1386/11/19ساعت 19:37  توسط محمود  |