تبليغاتX
يكي بود يكي نبود
شبانه ها

  صبح که آقای "میم" چشم باز کرد یادش آمد خانم "الف" شب قبل به بیمارسان رفته تا صبح امروز عمل جراحی شود.قبل از آنکه نگران شود آبی به دست و صورتش زد.حین اصلاح صورتش باز یاد خانم  الف افتاد و قبل از اینکه صورتش را زخمی کند سعی کرد متمرکز شود روی کارش.وقتی عسل را بر نان کره ای می مالید دوباره یاد خانم آلف نمایان شد.آقای میم پیش از آنکه لقمه را بر دهانش بگذارد فراموشش کرد و تصمیم گرفت از دندان های طرف راست دهانش استفاده کند.آن روز خانم الف در راه اداره، در حین کار، وقت ناهار، استراحت و حتی وقتی آقای میم برای گردش و قدم زنی دست پسرش را گرفته بود باز به سراغش آمده بود و خیلی زود از بی توجهی آقای میم رنجیده شده و رفته بود.

  آخر شب وقتی آقای میم تصمیم گرفت بخوابد، چراغ ها را خاموش کرد. دراز کشید و خانم الف را به خاطر آورد.وقتی مطمئن شد هیچ کس نمی بیندش، به اندازه ی تمام آن روز گریه کرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/08/08ساعت 0:56  توسط محمود  | 

  امشب آخرین شب کنسرت استاد شجریان در اصفهان بود. شش شبی که استاد مهمان اصفهان بود و یا به نوعی مردم اصفهان مهمان صدای ایشان.

  آواز استاد غنیمتی بود که پس از سال ها مردم اصفهان از آن بهرمند شدند.پس از کنسرت چهلستون که با وجود برگزاری در فضای آزاد حال و هوای  سحر انگیزی داشت و استاد فخرالدینی و مرحوم مشیری به همراه ارکستر سمفونیک او را همراهی کردند اشتیاق چند ساله مردم باعث شد بلیط های برنامه در همان نیم روز اول فروش تمام شود و برگزار کنندگان را ترغیب کند که دو شب برنامه را تمدید نمایند.

  عزم استاد که خود پاسبان فرنگ ایرانی است به برگزاری برنامه با وجود مشکلات فراوانی که وجود دارد ستودنی و قابل احترام است، لیکن فراخواندن خیل مشتاقان در مکلنی نامناسب در شان  و سطح ایشان نبود هر چند علاقه مندان استاد و آواز ایرانی را هیچ شکایتی نبوده و نیست.

  از جمله کاستی هایی که می توان به آن پرداخت مکان نامناسب اجرای برنامه، در خارج  شهر اصفهان و در یک سوله ی ورزشی دانشگاه آزاد بود که با ردیف کردن صندلی های پلاستیکی در یک سطح صاف عملاُ امکان دیدن گروه  سلب شده بود.همچنین می توان به بازخوانی کارهای قبلی استاد اشاره نمود و اینکه در بسیاری از مواقع صدای پسر استاد طنین افکن می شد که خود می تواند نوعی بی احترامی به شخصیت و انتخاب مردم باشد چرا که مردم آمده بودند که صدای استاد خود بشنوند بی آنکه به آنان گفته شود قرار است در قسمت هایی پسر ایشان آواز بخواند.هر چند که در زیبایی و قدرت آواز ایشان شبهه یی نیست.

  در کنار زیبایی های بسیار کار از موارد دلنشین برنامه که در پایان برنامه های هر شب تکرار گردید اجابت به درخواست مردم جهت خواندن تصنیف " مرغ سحر " و اجازه استاد به همسرایی مردم با آن بود.تصنیفی که مردم بسیار دوستش دارند و شنیدن دوباره ی آن به نوعی ایجاد  همدلی و همدردی با یکدیگر است.

  شک نیست که استاد و آوازش  و موسیقی ایرانی میراث فرهنگ کهن ماست.  تلاش گروه را ارج می نهیم و به انثظار شنیدن دوباره ی آواز استاد در شهرمان می نشینیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/08/08ساعت 0:37  توسط محمود  |