تبليغاتX
يكي بود يكي نبود
شبانه ها

   چندی پیش احمدی نژاد نامه ای  به رییس جمهور آمریکا فرستاد که همه در جریان آن قرار گرفتند.(متن کامل نامه را اینجابخوانید ) نامه هی که "خبر مهمش " توسط احمدی نژاد چند ساعت قبل از آن به روال خبرهای مهم دیگرش نوید داده شده بود. به زعم من تنها هدف از نگارش نامه به این شیوه تنها عوض کردن جریان حاکم بر علیه ایران  در مورد انرژی هسته ای و کاسته شدن از فشارهای همه جانبه بین المللی بوده،همراه کردن احساسات مردم ایران و جهان با خود و انداختن توپ در زمین حریف.

    صرف نظر از اینکه در بیرون واکنش سرد آمریکا را در پی داشت و در داخل نیز آنقدرها جدی گرفته نشد(تا جایی که در فرهنگ کوچه و بازار سوژه لطیفه هایی در باب نادم شدن بوش و اسلام آوردنش و ... گردید) اما نکاتی در پی داشت. اول آنکه  مواردی در نامه ی مذکوربه استناد آموزه های دین مسیح ذکر شده بود که اهمیت آن در دین اسلام به مراتب تاکید بیشتری دارد و در ایران سالهاست مغفول مانده است و توقع میرود قبل از هر چیز به خود رجوع شود تا آن کاستی ها به اعتبار آموزه های دین اسلام  برای خودمان منتفی گردد. و دوم آنکه احساس می شود در حوزه معارف دینی دارد نکاتی درهم و گم می شود. قلمداد کردن ماهیت نامه به وحی خداوند که از جانب احمدی نژاد جاری گردیده جدای از تبلیغ سوء برای ایشان معرفت را دچار شوک بزرگی کرده است که مسبب آن جناب آقای جنتی است. فردی که به اعتبار ردای خویش و تخصص دینی اش توقع می رود از مردم دیگر به امور دین و وحی و نبوت و جریان الهام و قداست معرفت دینی  بیشتر واقف باشد و نخواهد دین ابزار سیاست گردد و به جایگاهش خدشه ای وارد شود.

     با این حال اتفاق میمون دیگری نیز رخ داد. آقای کروبی نامه مفصلی در نقد سخنان آقای جنتی نوشتند که زبان ما بود با کلماتی که شاید در توان نگارش ما نبود و از طرف او جاری شد.(متن کامل نامه را اینجا بخوانید) و این مبارک است که در سطح بالای مدیریت جامعه نقدی جدی صورت میگیرد و توقع میرود در وحله ی اول کسانی که توان و اعتبار محکمی دارند در حوزه های مختلف مدام به کار آن باشند تا مگر ابزارهای تشخیص حقیقت از غیر آن در دست مردم جامعه قرار گیرد و نتیجه ای حاصل گردد.

+ نوشته شده در  شنبه 1385/02/30ساعت 13:43  توسط محمود  | 

چشمانم را می بندم و

       می گذارم بی امان بباری

انگار
   
         باران باریده است در من
+ نوشته شده در  شنبه 1385/02/16ساعت 11:13  توسط محمود  | 

   به یاد می آورم مصاحبه انتخاباتی آقای احمدی نژاد و سخن او را در جواب پرسشی که نظر او را نسبت به نوع پوشش جوانان خواسته بود.کاندیدای قبلی و رئیس جمهور فعلی ابراز داشت (نقل به مضمون): "آنقدر مسائل مهمتر و بزرگتر داریم که این مورد جای بحث نخواهد داشت." و حالا بعد از گذشت کمتر از یک سال در کنار مسائل مهمی مانند انرژی اتمی ، اسرائیل، آمریکا، عدالت اجتماعی، نرخ بالای بیکاری ،رشد فزاینده اعتیاد و خشونت که هرکدام چالشی بزرگ فراروی دولت قرار داده است  بحث پوشش مردم تبدیل به بحث روز شده است. جمعی از زنان تحصنی خود جوش! مقابل مجلس مبنی بر محکومیت بد حجابی به راه می اندازند، راه یافتگان مجلس هفتم طرح لباس ملی و مد را دوباره به جریان می گذارند، سخنگوی قوه قضائیه از مجازات نقدی بد حجابان سخن می راند و سردار طلایی تدوین طرح مقابله با مظاهر فساد و بد حجابی را اعلام می دارد.

    شک نیست که الگوی رفتاری جوانان و نوع پوشش آنها نسبت به یک دهه پیش تغییر فاحشی داشته لیکن تکرار تجربه ی فرهنگ سازی با ابزار زور و خشونت و بخشنامه آب در هاون کوبیدن است.بدیهی است  نتایج مطلوب و دراز مدت و پایداری به همراه نخواهد داشت و صرفاً باید به  اثرات مقطعی آن دلخوش نمود.

    به نظر می رسد نکته ای که در این میان کارآمد خواهد بود پیدایش حس اعتماد به نفس در  مردم بخصوص جوانان است و این امر محقق نخواهد شد مگر با فرهنگ سازی دراز مدت مبتنی بر ارزشهای والای انسانی. بها دادن به ارزشهای ملی و مطالعه فراز و فرودهای تاریخ پدرانمان و میراث بر جای مانده آنان و تلاش در جهت یافتن هویت خود و کمک به یافتن الگوهای ارزشمند رفتاری برای فرزندانمان.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/02/03ساعت 22:4  توسط محمود  |