تبليغاتX
يكي بود يكي نبود
شبانه ها

   ایران در حال گذراندن روزهای ملتهب و سرنوشت سازی است و در حالی به دقیقه نود نزدیک می شویم که بازی سیاست  وارد مرحله حساسی شده است.

   کمتر از ده روز دیگر گزارش آژانس اتمی به شورای امنیت می رود مبنی بر تعلیق غنی سازی اورانیوم یا عدم آن از طرف ایران. تا کنون اگر چه دولت ایران برگ برنده ی شاخصی جز بازار مصرف و تولید نفت نداشت لییکن برای بدست آوردن موقعیت برتر در آوردگاه انرژی اتمی و تعدیل فشارهای خارجی دست به اقداماتی زد که انتظار "برد- برد" طرفین کم رنگ تر گشته و کفه ترازو را به یک سو متمایل خواهد کرد. برای دولت ایران که عملا بازگشت از مواضع اتمی اش که اکنون حیثیتی  گشته و به نوعی با احساسات مردم پیوند خورده است شکست تلقی می گردد و او را در موضع ضعف از دید داخل و خارج قرار می دهد محتمل ترین و قابل پیش بینی ترین کار رو کردن برگ هایی است که بتواند سرنوشت بازی را عوض کند. برگ هایی مانند اعلام دست یابی  به دانش غنی سازی کامل  اورانیوم ،تشکیل  کنفرانس       بین المللی حمایت از فلسطین و سخنان مجدد احمدی نژاد مبنی بر نابودی قریب الوقوع اسراییل ،تاکید بر عدم توانایی برقراری آرامش از سوی آمریکا و انگلیس در عراق و بر پایی مانور نظامی و آزمایش موشکی و رد پیشنهاد البرادعی در تهران مبنی بر دریافت تشویق در صورت تعلیق اورانیوم. ایران در این بازی با برگ ها و حریف قدر چشم فرو می بندد و کارت رو می کند ، نتیجه یا برد است و یا سوختن کارت های مهم و حساس و بزرگ. دولت ایران در نظر دارد در جلسه شورای امنیت  عنوان کند تحریم احتمالی ما  سودی نخواهد داشت چرا که  ما به دانش  مورد نیاز دسترسی داریم و در صورت جنگ و یا تحریم بحران انرژی دنیا را فرا خواهد گرفت ، اسراییل موجودیتش به خطر خواهد افتاد ،عراق بدون حمایت ایران خواهد ماند و برنامه های هسته ای با جدیت بیشتر ادامه پیدا خواهد کرد.

     آمریکا و بریتانیا هر روز بیشتر به گزینه حمله نظامی نزدیک  میشوند تا جایی که آمریکا استفاده از بمب های سنگین و یا اتمی را برای نابودی سایت های اتمی ایران مجاز دانسته و بهانه اسراییل برای نابودی حکومت ایران پر رنگ تر شده است.

    چیزی که مشهود است ، یک طرف بازی  باخت کامل است و طرف دیگر آن برد. کدام سهم ایران خواهد بود باید به انتظار نشست تا سوت پایان بازی زده شود. 
+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/01/27ساعت 1:7  توسط محمود  | 

شبها ماه می خواهد شعری برایش بگویم
 نمی توانم
              همه ی شعرهایم به تو ختم می شوند

صبح ها سبزه ها و عصر ها رنگ ها می خواهند شاعری کنم
                  می نویسم اما نمی شود
                                      همه به نام تو حرف می شوند

تمام شادی ها را از لبخندت می نویسم و غمها را از اشکهایت
              شکوفه ها رنجیده می شوند و
                                             ابر های تیره می غرند

اینک
زندانی نامت ام
وشعر ها
       همه تکرار نامت شده اند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/01/24ساعت 0:44  توسط محمود  | 

    از روزی که زنش گذاشته بود و رفته بودهر شب هزار جور تصمیم می گرفت و صبح فردا بی خیال همه ی شان می شد.خسته شده بود دیگر.حالا مشکل اصلی اش زنش نبود اینکه کدام راه را انتخاب کند همه ی نیازش بود.توانش رفته بود و می خواست راحت شود و نمی شد. کم کم به نداشته هایش پناه می برد ،بچه ، پول،جوانی،احترام،عزت نفس... . رامین می توانست همه ی آنها را داشته باشد ولی سه ماه قبل وقتی شیوا رفته بود همه ی آنها را گویی با خود برده و حالا دیگر هیچ نداشت. همان روزهای اول رفتن شیوا بود که کارش را از دست داد و حالا فکر می کند اگر به جای رییس شرکت بود همین کار را می کرد.رییس چگونه می توانست بعد از آن سیلی آبداری که جلوی کارگرها از رامین خورده بود او را نگه دارد و امید داشته باشد حرفش را بخوانند.

    اوایل هیچ تصوری از اینکه دوباره در کنار شیوا باشد نداشت و حالا گاهی احساس می کرد کاش می بود و دوباره موهای شیوا نرم به انگشتش پیچ می خورد و پوست سردش را می سرید. دوست داشت شب ها پیدایش می شد و صبح ها قبل از آنکه چشمش به آینه های خانه شان می افتاد رفته باشد.

    هفت روز پس از آنکه همسایه ها یک شب صدای شکستن شیشه شنیده بودند بوی تندی وادارشان کرد منزل رامین را به انگشت نشان پلیس دهند و آرامش خانه را بهم بزنند. جنازه رامین را دیده بودند خوابیده بر تخت در کنار لباس شیوا.آن روز هیچ آینه سالمی در خانه پیدا نشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/01/14ساعت 21:4  توسط محمود  | 

    سال 84 سپری شد آن هم با انبوهی از حوادث و دغدغه ها و ناکامی ها و رویدادهای اندوهبار و گاهی شاد که این نسبت وجه مشخصه ی کشورمان است ازسالیان دور تا کنون، هم به لحاظ موقعیت خاص جغرافیایی ایران و هم به لحاظ نوع سیاست کردن رجال این مملکت.

    شادی های سال پیش اگرچه وزن بسیار سبکتری داشت ولی آن هم به سبب خصلت ما ایرانیان کمرنگ تر و محدود تر بودند چه آنکه ما دوست تر میداریم غمها و اندوه هایمان را بیشتر گرامی بداریم پیش از آنکه بهانه های شادی به دست یکدیگر بسپریم.

    انتخابات ریاست جمهوری شاید بزرگترین رویداد سال قبل بوده باشد چه آنکه بر همه ی امور تأثیر گذار بود. از سیاست خارجی گرفته تا داخلی و اقتصاد و فرهنگ و ... .نشستن لباس ریاست اگر چه به قامت مردی راستگرا محتمل می نمود (چرا که چپ ها فرصت سوز بودندو مردم خوش نداشتند ثمره ی مبارزه و تلاش و مصیبت ها و ناکامی هایشان تنها نصیب فرزندانشان گردد. نسلی که از انقلاب و جنگ گذر کرده بود خوش می داشت اندکی شیرین زندگی کند و اینگونه نبود و امید به چپ هر روز کمرنگ تر گردید و بی تفاوتی و یأس بر جای نهاد.) لیکن جماعت راست را مجبور کرد در آخرین لحظات دوزنده ای را به اصلاح اندازه های جامه وادارد تا تن برادر دیگرشان شود. مردی انتخاب گردید که در واپسین لحظات به جهد بسیار و سخنان پوپولیستی لباس ریاست برازنده تنش شد و هاشمی و معین و کروبی را درسی دیگر آموخت تا سیاست مدار بودنشان به چالش کشیده شود و آنکه بیشتر آموخت هاشمی بود که اعجاز صبر را نیک می دانست.معین اما اعتبار و سخنانش پیشترها هزینه شده و ناگزیر ِ پذیرفتن شکست بود و کروبی که خود را ستونی می پنداشت بر سقف انقلاب و ایران چون هیچکس وقعی بر آن  ننهاد لجاجت پیشه کرد و کمرنگ تر شد.

    رئیس جمهور تازه سیاست خارجی را به چالش کشید و اسرائیل را هوشیار تر کرد و سبب ساز اجماع جهانی بر علیه ایران به بهانه های صلح جهانی و سلاح هسته ای و حمایت از تروریست شد. عوارض بیماری اقتصاد ایران با تب بورس نمایان تر گردید و تشویش و اضطراب  حوزه های سیاست و فرهنگ  و اقتصاد را در بر گرفت.

    در سال پیش تیم ایران برای سومین بار به جام جهانی صعود کرد آن هم بر خلاف دوره های پیش بدون دغدغه و تشویش و شادی خیابانی مردم ایران را فراهم نمود، شادی که بدیلی برایش در این کشور نمی توان یافت. شادی ورزشی که گاه بر خلاف ماهیتش با مقاصد سیاسی آمیخته می گردد.( تا جایی که راهیابی ایران به جام جهانی در 8 سال پیش از حساسیت استیضاح نوری کاست و پیروزی تیم فوتبال ایران بر آمریکا بهانه پخش سرود "آمریکا آمریکا مرگ به نیرنگ تو" پس از سالها از شبکه اول سیما گردید و شعار" انرژی هسته ای حق مسلم ماست" بازی دوستانه ی تیم ایران و آلمان را تحت شعاع خود قرار داد.

   سقوط دو هواپیما  اما از جمله ناگوارترین خبرها بود.از دست رفتن سرمایه های انسانی و بسنده کردن به تشکیل کمیته تحقیق و به جا ماندن تشویش خاطر برای مردم.

    بحث انرژی هسته ای چالشی عمیق بود که در واپسین روزهای سال قبل به تدریج به بحران تبدیل گشت و هنوز درگیر آن هستیم و امید است به نحوی خروج از این بحران حاصل شود که مردم بیش از این هزینه نپردازند و زندگی بر آنان  عرصه تنگ تری به خود نگیرد. چه آنکه تحریم اقتصادی و سیاسی و یا نظامی قبل از هر چیز  آثار ناگوارش بر مردم رخ می نماید.

    بمب گذاری های خوزستان و نا آرامی های سیستان اندوهی است که بار مصیبت آن را مردم به دوش کشیدند.دولت مدعی است سرچشمه ی آن خارج مرزها و خصوصا عوامل انگلیس و آمریکا و صهیونیست است و این ادعای دولت است در برابر ادعایی که ایران را مسئول نا آرامی ها ی عراق میدانند به جهت زمین گیر کردن آمریکا و انگلیس در آنجا و عقیم گذاشتن مقاصد آنان و فرستادن پیام به مردم داخل که هیچگاه به انتظار منجی خارجی نباشند.

     سال گذشته در کنار فشارهای خارجی که به بهانه های مبارزه با تروریست ،جلوگیری از گسترش سلاح های هسته ای و الزام کشورها به مفاد جهانی حقوق بشر هر روز پررنگ تر می گردند عوامل داخلی نظیر تهدید و بازداشت خبرنگاران و تحدید دراویش و بی توجهی به اقلیت های مذهبی و فشار و تهدید فعالان سیاسی و دانشجویان ، کاهش حمایت مردمی از دولت را محسوس می نماید تا جایی که دایره ی دوستان هر روز تنگ تر می گرددو نگاه مردم نا امید از اصلاحات به خارج مرزها دوخته می شود.(رجوع کنید به مقاله ی"دایره تنگ دوستان" در همین وبلاگ)

      ظهور حزب اعتماد ملی خبر خوشی بود در سال پیش چرا که احزاب را رکنی از ارکان دموکراسی می خوانند و فعالیت آنان را در جهت تقویت جامعه ی مدنی.اما اعتماد ملی پیش از آنکه قائم به ذات خود باشد قائم به فرد است.ظهور و فعالیت و اعتبار این حزب در گرو کروبی بوده و البته گریزی نیست اما امید است حزب خود را از سایه نام فرد بیرون کشیده و به رسالت خویش نزدیک شود.به نظر میرسد مانند احزاب دیگر موجود اصلاح طلب با موانع و تحدید ها روبرو گردد آنچنان که حزب مشارکت  و یا مجاهدین انقلاب  و ... با آن درگیر هستند. کروبی مدعی چانه زنی در جهت پیشبرد اصلاحات است ولی آنچه از ظواهر امر پیداست این گونه نبوده است.چراکه در واپسین لحظات تسلیم فشارهای اقتدارگرایان جهت غیر فعال نگه داشتن شبکه ماهواره ای خود گشت .

     مرگ هنر مندانی نظیر ممیز و تجویدی که از استادان بنام گرافیک و موسیقی بودند از دست دادن منبع ذوق و هنرمندی این مرز و بوم است که همیشه تأکید بوده قبل از مرگ پاسداشت درخوری شوند و همیشه فراموش می شود.

      سال 84 سال بدی برای خبرنگاران و روزنامه نگاران بود . کشته شدن تعدادی از آنان در ماجرای سقوط هواپیماو خبر فشار مضاعف به اکبر گنجی و در پی ان اعتصاب غذای ایشان که او را تا چند قدمی مرگ کشاند. او نماد روزنامه نگار مقاوم و پایمرد است که صرف نظر از برحق بودن یا عدم آن ،ایستادگی تا پای جان بر اندیشه اش قابل ستودن است و ارزشمند. و اینک خبر آزادی او با آن محاسن بلند که به او جلوه مقاومت بخشیده خبر گوارایی است که شیرینی نوروز را دوچندان ساخته.

     سال پیش در آن طرف آبها نیز جهان دستخوش تغیرات و اتفاقات جالب و حوادث ناگوار بود.برایند افکار مردم جهان به سمت محکومیت  خشونت و جنگ و تروریسم میرود و این مایه ی مسرت است. مردمی که تا نیمه های شب دلنگران نهنگ به تنگ آمده در رودخانه لندن بودند و سعی در نجات آن داشتند به روز مبارزه با خشونت و جنگ به خیابانها آمدند و بر علیه دولت هایشان که درگیر جنگ عراق هستند شعار دادند و بازیگر نمایش دموکراسی بودند.در توفان کاترینا منقلب شدند وبر زلزله ی پاکستان اشک ریختند. انتخابات افغانستان و عراق و فلسطین را ارج نهادند و برای آزادی اندیشمندان دربند تلاش کردند.مرگ میلوسویچ که به قصاب بالکان مشهور بود را پایان محکومیت تجاوز و نسل کشی ندانستند و ادامه ی محکومیت و تشکیل دادگاه را خواستار شدند.سوریه را به جهت شائبه ی دست داشتن در قتل حریری تحت فشار قرار دادند و برای به وقوع نپیوستن جنگ داخلی در عراق تلاش کردند. نشر کاریکاتور ضد اسلام را محکوم کردند و مسلمانان قدرت همبستگی و اتحاد خویش را به اثبات رساندند.(در این میان  پاکستان  نماد اتحاد را با خشونت نمایان ساخت و ترکیه با حد بالای متانت و بردباری .ترکیه ای  که دولت لائیک در رأس کار دارد و رهبر جنبش حماس که حزبش برنده ی انتخابات فلسطین بود الگوی دموکراسی ترکیه ای  را برای اداره کشورش پسندیده و البته که منابع مالی ایران را.)

       سال پیش رو امید است سالی شادی بخش برای مردم جهان باشد . سالی که کرامت انسان ها حفظ شود و از عهده ی برآوردن نیازهای خویش برآیند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/01/02ساعت 21:10  توسط محمود  |