تبليغاتX
يكي بود يكي نبود
شبانه ها

   درباره ی چهارشنبه سوری مستندات تاریخی دیده نشده است تنها در این نیم قرن اخیر مقاله ها و پژوهشهای متعدد در این زمینه انجام گرفته است .

چهارشنبه آخر سال را "چهارشنبه سوری " میگویند و مراسم ویژه ی آن در شب چهارشنبه صورت می گیرد . مقداری بوته خار در خانه فراهم می شود و کوچک و بزرگ از روی  آن می پرند و می گویند :"سرخی تو از من    زردی من از تو "

و در گو.شه و کنار کوی و برزن نیز بچه ها آتش های بزرگ  می افروزند و از روی آن می پرند و همین ترانه را می خوانند . بعضی از زنان عقیده دارند اگر شب چهارشنبه سوری فال بگیرند فالشان درست در می آید ؛ از این رو به ویژه در گذشته ها اگر کسانی می خواستند فال بگیرند در سر چهار راه به نحوی که کسی آنها را نبیند  یادر تاریکی یا دالان خانه می ایستادند و به گفت و گوی عابرین گوش می دادند .

اگر عابرین سخنانی امید بخش در مورد عقد و عروسی ؛ معامله ای سود آور ،خبر خوشی که شنیده اند ، مژده ای که داده اند ، فرزند پسری که به دنیا آورده اند بیان می کردند به فال نیک گرفته می شد و نوید آن بود که سالی نیکو و پر از شادی و سرور در پیش است و اگر برعکس از اختلافات ، نزاع ، مرگ ، ضرر، ناخوشی ، خبرهای ناگوار گفت و گو می شد نشان این بود که سال نو سال نیکویی برای فال گیرنده نیست ، در قدیم بعضی اوقات زنان کاسه ای را بر می داشتند و به در خانه ی این و آن می رفتند و با پول یا فلز یا شی به کاسه می زدند که صدای برخورد شی و کاسه شنیده شود و صاحبخانه با خبر گردد و بیاید دم در وقتی صاحب خانه می آمد و آنها را می دید حرفی رد و  بدل نمی شد اگر صاحب خانه می رفت و برایشان شیرینی و آجیل می آورد نشان خیر و برکت بود و گرنه برعکس.
+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/12/21ساعت 23:57  توسط محمود  | 

   شنیدن قسمتی از سخنرانی علی افشاری عضو دفتر تحکیم وحدت در میان سناتورهای مجلس سنای آمریکا  پیش از آنکه تعجب برانگیز باشد حکایت از پروسه ای دارد که بعد از گذشت 27 سال علی رغم توصیه ی برخی مردان سیاست هنوز هم در جریان است. بعد از آنکه دوم خرداد نسخه ی " تبدیل معاند به مخالف  و مخالف به موافق " را برای  بیماری گریبان گیر سیاست  و آزادی  در ایران پیچید ( هر چند صرفاً به مصرف داروهای شیرین آن بسنده شد و از داروهای تلخ و دردناک آن پرهیز گردید) اکنون شاهد آن هستیم که نسخه ی معروف، اعتباری عکس یافته است.

   چه شد که علی افشاری که عضو نیروهای خودی دانشگاه بود منتقد حاکمیت شد ،سپس مخالف و  دگر اندیش  گردید و پس از آنکه  دستگیر شد  و مورد رأفت اسلامی  حاکم  بر بازداشتگاهها گردید و در اعترافات معروف  تلویزیونی از رهبر و مردم ایران به خاطر اشتباهات و انحرافاتش طلب بخشش نمود( عباس عبدی آن اعترافات را پایان فعالیت سیاسی افشاری نامید غافل از اینکه خود نیز بعد ها آن افتخار نصیبش خواهد گردید.)  اکنون به جمع  اپوزیسیون  خارج از کشور پیوسته و با رادیکال ترین  سناتورهای  سنا  درباره ی راههای آزادی مردم ایران بحث  و تبادل نظر میکند؟!

  درک فاجعه ی تنگ شدن دایره ی دوستان نباید آنچنان هوش و ذکاوت بالایی بطلبد که عملکرد حاکمیت اکنون ایران را توجیه نماید. پس چگونه است که این بازی همچنان ادامه دارد؟

+ نوشته شده در  جمعه 1384/12/12ساعت 22:55  توسط محمود  | 

می شرنگی
   در همه ی من
چون نم بر کاغذ کاهی ی
           - بی هیچ واکردنی -
و مکان را می گمم
و زمان را می گمم

نیز نگاهت که سخت می تفد در من
و حتی خیالت 
          - بی هیچ رخصتی -
و زمان را می گمم
و مکان را می گمم
و می گمم امتداد بودنم را
                         به آسمان
                                به زمین.
+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/12/07ساعت 12:12  توسط محمود  | 

   حقیقت را اگر به خورشید تشبیه کنیم به تعداد شعاع های نور منتشر شده می توان راه رسیدن به آنرا تبیین و باور کرد.   بنابراین طریقی که نزد ماست لزوماً تنها راه ویا بهترین راه نمی تواند قلمداد شود.چه آنکه می تواند یکی از بی شمار راهی باشد که ما به آن ایمان بیشتری داریم.    اینکه انسانی فرض کند حقیقت تنها نزد اوست و دیگران در مقام باطلند با هیچ معیار عقلانی و انسانی سازگار نخواهد بود.

   اگر حقیقت مطلق را پروردگار ناظم و مهربان بدانیم،بنابراین به تعداد انسان هایی که تا کنون خلق  شده اند می توان راه رسیدن به او را در نظر آورد که  همه ی آنها بدون در نظر گرفتن فاصله ی رسیدن ، درست و بی شبهه هستند.  و صرف نظر از اینکه کدام یک  کامل ترند و راه رسیدن به حق را کوتاه تر و راحت تر می نمایاند ، باید محترم شمرده شوند.مهم آن است که مسلمان،یهودی ،مسیحی،...  یا سنی و شیعه و ...   یا صوفی و عارف و ...   تمامی مقصد مشترکی دارند که ناگزیر تمامی یکی خواهند شد و به یاد داشته باشیم فرجام سهمی از حقیقت سزاوار حقیقت جویان خواهد بود که شایسته است فدای خودخواهی آنان نگردد.

+ نوشته شده در  شنبه 1384/12/06ساعت 0:18  توسط محمود  | 

    لزوم و اهمیت حفظ و نگهداری میراث فرهنگی به عنوان سند و هویت انسانی به طور عام و ایرانی و ملی به طور خاص برای ما امری بدیهی می نماید.لیکن در این میان شناسایی و به کار بردن ابزارهای کارآمد سخت باید مورد توجه واقع گردد. در این میان فرهنگ سازی بستر مناسبی است که با کمترین هزینه ما را به آنچه می طلبیم رهنمون می سازد و این بستر فراهم نمی گردد مگر با تبلیغ و تکرار و تأکید بر اهمیت موضوع.

    مطبوعات، رادیو و تلوزیون، سینما، کتابهای درسی، همایش ها و سخنرانی ها از جمله ابزارهایی به شمار می روند ککه هر کدام بسته به میزان جلب مخاطب می توانند کار ساز باشند. نقش مهم و فراگیر رادیو و تلوزیون بر کسی پوشیده نیست و توقع میرود صداو سیما به عنوان رسانه ی ملی ! گوشه ای از ظرفیت خود را به امر ایجاد فرهنگ حفظ و پاس داشت میراث فرهنگی اختصاص دهد.همان گونه که تلاش در جهت ایجاد فرهنگ مصرف آب، برق، سوخت های فسیلی و رعایت مقررات راهنمایی و رانندگی تا کنون نتیجه خوبی در بر داشته است.

   به یاد داشته باشیم  هنگامی که بحث ظرفیت یادگیری و جذب داده ها و اطلاعات توسط کودکان به مدد استعداد بالای  یادگیری آنان به میان می آید می توان نتیجه گرفت که گنجاندن مطالبی در ارتباط با نحوه برخورد با میراث فرهنگی – هنری در کتابهای درسی از همان پایه های اولیه تحصیل به چه میزان می تواند مؤثر واقع گردد.

    شناسایی و به کارگیری ابزارهای مناسب در جهت فرهنگ سازی در همه زمینه ها اولین گام نیل به هدف می باشد که شایسته است بیش از پیش مورد توجه واقع گردد.

   

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/12/03ساعت 20:37  توسط محمود  |