تبليغاتX
يكي بود يكي نبود
شبانه ها


آسمانی مشترک
       ابرهایی مشترک
               بارانی مشترک
نمی دانم چرا من کوچکم
                              تو بزرگ
+ نوشته شده در  شنبه 1384/11/29ساعت 0:10  توسط محمود  | 

    امشب نمیدونم از چی بنویسم. فقط حس میکنم نیاز دارم چیزی بگم. شاید دلتنگم، شاید ناراحتم ، شاید سردرگم ام و یا چیزی که هیچ چیز نمیتونه باشه ولی هست. خیلی وقت ها به این فکر میکنم که آدم چقدر وجود پیچیده و متضادی داره.یه آدم میتونه در حالی که فکر میکنه بزرگه خودشو اونقدر حقیر ببینه که نتونه حرفی بزنه. وقتی میبینیم از همه حیوانات باهوش تریم ، میتونیم فکر کنیم و تصمیم بگیریم، میتونیم انتخاب کنیم و بر خلاف غریزه هامون عمل کنیم، دوست داشته باشیم و دوست داشته بشویم یک حس زیبا و برتری جویی و بزرگی به ما دست میده. ولی وقتی خودمونو بین این همه معانی و  وجود بی حد دنیای هستی درک میکنیم اونوقته که حس میکنیم چقدر عضو ناچیز آفرینشیم. یک وجود از بینهایت وجود این کره ی خاکی در یک کره ی کوچک از بی نهایت سیاره و ستاره در بی نهایت فضای ممکن. از بایسته های هست شده دانسته هایمان قلمرو کوچکی دارند. کوچک ،نزدیک صفر.قلمرو اندیشه  که بسیار فراختر از محدوده جسممونه چه سهمی میتونه از کل هستی را به خودش بگیره؟آدما خیلی زود مغرور میشن و لبریز و غافل. اگه نظم شایسته هستی به ما لقب اشرف داده تازه این اول راهه. وقتی هست شدیم تازه از هیچی دراومدیم. تا چیزی بشیم باید...

+ نوشته شده در  شنبه 1384/11/29ساعت 0:3  توسط محمود  | 

سیب به خورشید دل داد
شاخه ها به شکرانه ی شیرابه ی خاک
                                        پیشکش زمینش کردند
دیگر بهار
       هفت جوانه ی عاشق رویید
                                     به تمامی
                                                 در پی نور

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/11/23ساعت 1:24  توسط محمود  | 

   مداحی و روضه خوانی و ذکر مصیبت عاشورا اگرچه قسمتی از مراسم گرامی داشت عاشورا است لیکن همه ی آن نیست.جزء کوچکی است که می تواند باشد. تنها تحریک احساسات است و نه تحریک عقل و بینش. بی شک چیزی که دوستداران امام حسین(ع) به آن نیازمندند و سبب ساز تحرک و پویایی آنان می شود، نه پرداختن به مدح و مصیبت بلکه پی بردن به فلسفه ی قیام و تدبیر آن حضرت است.ولی متاسفانه در اکثر تکایا،حسینیه ها،مساجد و مجالس عزاداری تنها به شق احساسی ماجرا می پردازندتا آنجا که عزاداران می پندارند باید برای تشنگی امام حسین یا خردسالی علی اصغر و یا دست بریده ی اباالفضل گریه کرد و آنان را از ترحم خود خرسند نمود.در حالیکه گریه عاشورا باید برای قلب ارزشها و حقیقت باشد، برای درک عمق فاجعه ای باشد که در آن در جامعه شرایطی رخ داده است که جایگاه حق و باطل عوض شده و امام حسین(ع) در اوج مظلومیت،در نظر مردم از موضع باطل ظاهر می گردد تا جایی که در ظهر عاشورا هر دو گروه نماز جماعت خواندند و گروه مقابل برای کسب ثواب الهی به جنگ امام آمده بودند. زمانی که امام حج را نیمه تمام گذاشت و به سمت کربلا حرکت کرد در منازل مختلف خطبه خواند و با مردم صحبت کرد و هدفش را گفت.چه اتفاقی دَر جامعه آن روز افتاده بود که مردم سخنان فرزند پیامبر را می شنیدند و او را همراهی نمی کردند؟ این در حالی است که در روز عاشورا وقتی عمر سعد تیر را در کمان می گذارد و به سپاه امام حمله می کند به سپاهیان خود می گوید :"شاهد باشید و در روز قیامت شهادت دهید که من اولین کسی بودم که این تیر را رها کردم." و هنگامی که اسرا از کربلا  به کوفه و سپس به شام رسیدند مردی قرآن به بغل  در جلوی حضرت سجاد ایستاد و گفت:" خدا را شاکریم که امیرالمومنین یزید را در برابر خوارج و کفار پیروز گردانید."
     آری اگر قرار است برای امام حسین (ع) گریه کنیم ،نه برای زخم هایش بلکه برای دردهایش و مظلومینش باشد.برای  انحراف در جامعه اسلامی باشد که در آن فرزند پیامبر را کشتند و زن و بچه اش را اسیر کردند و در شهر گرداندند و بعد مردم به مساجد رفتند و خدا را شاکر شدند.
     وقتی امام سجاد (ع) در مدینه به مناسبت محرم و عاشورا مراسم عزاداری بر پا می کرد به بهانه ی ریشه یابی حادثه کربلا بود، به خاطر تفکر و اندیشه بود . نه تنها برای گریه کردن و سینه زدن.
  

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/11/17ساعت 21:4  توسط محمود  | 

 

دور
     دورتر

آویزه ی ماه بر آسمان
آویزه ی مهتاب بر دلم

گناه شیرین ام بود
               یادگاری چُنین
                                 به جاودانگی

+ نوشته شده در  شنبه 1384/11/15ساعت 10:2  توسط محمود  | 

     خب به سلامتی تصمیم گرفتند ما رو بفرستن شورای امنیت.البته پروندمون ارجاع نمیشه فقط یه گزارش کوچیک و ساده میدن. با این حال این پنج شیش تا کشور کور خوندن. فکر می کنن کی هستن که همچین تصمیمی می گیرن؟ ما رو می خوان از چی بترسونن؟ ما که قرار نیست از لولوی شورای امنیت بترسیم . حالشونو می گیریم.این کار برای ما راحته چون ابتکار عمل زیادی داریم.مثلا میتونیم نفت مونو نفروشیم تا اونا رو تو این سرمای زمستون بیچاره کنیم. میتونیم تنگه هرمز رو با زنجیره انسانی ببندیم.میتونیم پولامونو از بانک های اروپایی بکشیم بیرون و بزاریم تو بانک های خودمون و کلی ماشین برنده بشیم. میتونیم  مهمونای خاصی دعوت کنیم کشورمون و بعد منافع دشمنامونو تو همه ی دنیا به خطر بندازیم.میتونیم به برادرامون توی سوریه و لبنان و فلسطین بیشتر کمک کنیم تا بیشتر چشم بعضیا در بیاد. حتی میتونیم نفرینشون کنیم و بسپریمشون دست خدا تا جزاشونو بده و حتی میتونیم توی اون دنیا هر چی اومدن در بهشت و آب یخ ازمون خواستن بهشون ندیم. تازه مگه بریم شورای امنیت چی میشه،کلی مورد توجه واقع میشیم.اونجا هم دوستانی داریم که خیلی خوبن و با وفا که حاضرن خودشونو به خاطر ما به خطر بندازن.اونا اصلا علیه ما قطعنامه تصویب نمی کنن اگه هم کردن خودشون زودی وتو میکنن. مثلا همین چین و روسیه . درسته اونا کمونیستن ولی مشترکاتی با هم داریم. مثلا ما خیلی دوست داریم در بعضی امور از چین الگو بگیریم.( الگوی چینی رو باید زیاد شنیده باشین) حتی میتونیم تهرانو خواهر خونده ی پکن کنیم و اسم یکی از میدوناشو بزاریم "تیان آمین". روسیه هم که خیلی مدیون ماست چون کارگراشو استخدام کردیم توی نیروگاه بوشهر و به اونا حقوق میدیم. بدون گرفتن آزمون استخدام ادواری و گزینش و سفارش و ... بماند که دایم برای خودشون و سهم دریای خزر اضافه حقوق میخوان و یه کم نمک نشناسی میکنن. از اینا گذشته مگه یادمون رفته مواقع خاص مثل انتخابات ومراسم راهپیمایی همش میگن که ما چقدر غیور و سلحشوریم و در صحنه.مگه اقشار مردم توی مصاحبه های صدا و سیما همگی وحدت کلمه نشون نمیدن؟ از پیر و جوون و زن و مرد گرفته تا با حجاب و بد حجاب و کرواتی و بی سبیل و با سبیل و روحانی و دانشگاهی و کارگر و کارمند و هنرمند و ... خب پس میتونیم جلوی یاوه گویی دشمنو بگیریم و اونو سر جاش بشونیم. حتی میتونیم چندین سال در تحریم بمونیم . میتونیم گوشت و کره نخوریم و به جاش نخود مصرف کنیم.همین برره ی خودمون میتونه چندین سال نخود ایران رو تامین کنه با همون قیمت اولیه. تونستیم و بازم میتونیم  هواپیماهامونو یه جوری تعمیر کنیم و به امید خدا بلند بشیم و برای مسافرا سفر خوبی آرزوکنیم. تازه اگه یه نیگا به جوونا بندازیم میفهمیم  که چقدر آمادگی مبارزه دارن. شما فکر میکنین ما چقدر جوون معتاد داریم؟ خیلی کم . اکثرشون با انگیزه و قبراق و با روحیه و واجد عرق بسیار ملی و متدین و با هویت هستن.اینا که جوونای نسل دوم و سوم انقلابن خیلی بهتر از جوونای اول انقلاب میتونن مشت محکم بزنن تو دهن یاوه گویان. بگذریم از تعداد انگشت شماری که میگن مغز هستن  و هر سال فرار میکنن میرن پیش اجنبی های خدا نشناس.

      آره بابا این وسط اگه ما رو تحریم کنن خودشون ضرر میکنن .حالا ما هی اینو میگیم و اونا گوش نمیدن. واقعاً برای مردمشون متاسفم که دولتشون اصلاً منافع ملی شونو در نظر نمی گیره.حیفه مردمشون ،حیوونیا  گناه دارن والا.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/11/12ساعت 18:29  توسط محمود  | 

     جشنواره فیلم فجر هم تمام شد و برگزیدگانش توسط گروه داوری معرفی شدند. یکسال فیلم ساختند و زندگی کردند با همه سختی ها و کمبود ها. نمایش دادند و تماشا کردند و تنها حسرتش برای بچه های شهرستانی چون من ماند.بچه هایی که همیشه رویای درگیر شدن در ساخت یک فیلم همیشه با آنان بوده و زندان زمان و مکان و ... امکانی به آنان نداده.خیالش چون سایه ای به دنبال است و گریزی نیست.

     به نظر من یکی از معدود زمینه هایی که پس از انقلاب علی رغم محدودیت های بسیار، سانسور، تعصب ورزی و ممنوعیت هر گونه ارتباط بین مردان و زنان رشد رو به جلویی داشته، سینما است. سینمای بعد از انقلاب فاصله بسیاری با قبل از آن دارد.نسل سینما گران بعد از انقلاب در کنار بزرگان انگشت شمار نسل پیشین سینما قد علم کردند و خودی نشان دادند.

    شاید بتوان چنین نتیجه گرفت که جریان رشد و بالندگی فرهنگ نمی تواند در تسخیر کامل یک حکومت سیاسی با بینش خاص گردد.محروم می شود،آسیب می بیند، مورد بی مهری و تعصب و بی احترامی واقع می شود ولی راهش را ادامه می دهد. هنرمندان واقعی کار خودشان را می کنند. باری را که بر دوش دارند به منزل می رسانند و زندگی می کنند. چنان که در طی این سالها ادبیات، هنر های نمایشی، سینما و ... پیش رفتند. در حالیکه میدانیم اوضاع هیچگاه بر وفق مراد آنان نبوده است.

     فرهنگ و هنر و تمدن آزرده می شود، تحلیل می رود ولی هیچگاه نمی میرد.فرهنگ و تمدن از اندیشه انسان جاری می شود و اندیشه را مرز و محدوده ای نیست. زندان نمی پذیرد. می بالد و بیکران می شود.

   

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/11/12ساعت 4:55  توسط محمود  | 

رشد بودجه برخی دستگاهها در لایحه بودجه 85 نسبت به لایحه 84 :

سازمان صدا و سیما:6/45 % 
سازمان تبلیغات اسلامی:4/95%
  
مرکز خدمات حوزه علمیه قم:1/147%
 
نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاهها:8/140%
 
شورای عالی انقلاب فرهنگی: 9/41 %
 
دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم: 7/110%
 
شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی: 5/96 %
  دبیرخانه مجلس خبرگان: 44 %
  
شورای نگهبان : 2/142 %   آموزش و پرورش :4/32 %
 
 
وزارت تعاون :8/3 %

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/11/11ساعت 1:17  توسط محمود  |