تبليغاتX
يكي بود يكي نبود
شبانه ها
        ميراث فرهنگي و تاريخي شناسنامه هايي هستند كه هويت مان را اثبات مي كنند.تاريخ زندگي پدران و مادران مان هستند، تاريخ سرزمين مان و روزگار اني كه بر آن گذشته.

        در طول سالياني دور تا كنون اين ميراث گرانبها اغلب مورد بي مهري ، تاراج ، سود جويي، كينه توزي و سوء مديريت بوده. هر چند گاهي در مقاطع زماني و مكاني كوتاهي حمايتي صورت گرفته و فرهنگ اهميت دادن به ميراث فرهنگي القا مي شده ولي به آن ميزان نبوده كه اثرات پايداري از خود به جا بگذارد. در حاليكه از قرن پانزدهم در ايتاليا و قرون شانزدهم و هفدهم در كشورهاي شمال غربي اروپا انجمن هاي باستان دوستي بر پا بوده اولين قانوني كه در رابطه با حفظ و نگهداري آثار تاريخي در كشورمان كه يكي از غني ترين سرزمين هاي باستاني محسوب مي گردد در سال 1309 ه.ش به تصويب مي رسد.(حدود 75 سال قبل) تا آن زمان اموال تاريخي و ميراث فرهنگي ايران بخصوص در زمان قجار به گونه فجيعي غارت و ضايع مي گرديد. با اين حال در عمل ، حاكميت قانون در جهت حفظ و حراست از مواريث فرهنگي هيچگاه نتوانست جامعيت پيدا كند.

        ناصرالدين شاه و مظفرالدين شاه در طول زمامداري خود هر كدام قراردادي در رابطه با آثار تاريخي و كشف آن با دولت فرانسه منعقد كردند كه مايه ي خفت قاجار و تاراج اموال ارزشمند تاريخي ايران گرديد. امتياز حفاري و كاوش كه از طرف ناصرالدين شاه داده شد اولين اجازه نامه تاراج ميراث فرهنگي ايران بايد ناميده شود.اين اجازه نامه در 8 فصل در اوج بي اطلاعي و نا آگاهي زمامداران قاجار منعقد گرديد. در سال 1318 ه.ق برابر با 1900 ميلادي ، مظفرالدين شاه امتياز حفاري و كاوش هاي باستان شناسي در تمام ايران را به مدت 60 سال به دولت فرانسه واگذار نمود . اين قرارداد در 11 فصل تنظيم گرديد. به عنوان نمونه فصل دوم آن به اين شرح نوشته شد: “ دولت فرانسه متعهد است كه هرگاه اسباب طلا و نقره كشف شود به وزن آن بايد پول طلا و نقره تحويل خزانه دولتي ايران بنمايد و تمام باقي ا شيا ء به دو قسمت ما بين اين دو مملكت تقسيم شود مگر آنهايي كه در حوالي شوش پيدا شده است بدون خسارت متعلق به دولت فرانسه دارد.” عدم درك مظفرالدين شاه از ارزش تاريخي اشياء تا آنجا بود كه هم وزن اشياء گرانبها پول رايج طلا و نقره طلب مي كرده است!!!

            27 سال پس از امضاء قرارداد مظفرالدين شاه در 25 مهر 1306 ه . ش مجلس شوراي ملي آن را بطور مشروط لغو مي نمايد و موافقت مي نمايد هيأت فرانسوي تنها در شوش به كاوش بپردازد!! و دولت ايران يك موزه و يك كتابخانه در تهران بنا كند و رياست آنرا تا مدت پنج سال به يك نفر فرانسوي واگذار نمايد.

           در طول سالهايي كه حفاري جهت كشف آثار در ايران به طور قانوني و غير قانوني صورت گرفته ، هزاران هزار اثر ارزشمند از ثروت مردم ايران به كشور هاي ديگر قاچاق شده و هم اينك نيز با وجود كنترل بيشتر مرزها و اهميت دادن بيشتر به آثار، در در حال خارج شدن است. نمونه اخير آن كه از نظر وسعت حفاري و ميزان خروج اشياء بسيار تأسف بار است ، سايت باستاني جيرفت بود كه در طي چند ماه هزاران اثر (كه شايد قيمت گذاري آن ممكن نباشد) توسط قاچاقچيان از آن به خارج مرزها منتقل شد. هزاران اثري كه دولت خاتمي با رايزني هاي بسيار و طرح دعوي حقوقي تنها مؤفق به باز پس گيري تعدادي انگشت شمار، از حراجي لندن گرديد.





               در اينجا قابل ذكر است جهت نيل به حفظ مواريث گرانبهاي كشورمان تدوين و تصويب قوانين جامع و كامل و افزايش آگاهي همه ي مردم نسبت به ارزشهاي فرهنگي تاريخي مي تواند بسيار مؤثر باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/08/30ساعت 21:12  توسط محمود  | 

  ماده ی ۱
               تمام افراد بشر آزاد و با شأن و حقوق برابر به دنیا می آیند. همه از موهبت عقل و وجدان برخوردارند و باید نسبت به یکدیگر با روحیه ی برادرانه رفتار کنند.
+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/08/30ساعت 8:26  توسط محمود  | 

اولش می گفت که هیچ وقت عاشق نمی شه ، یعنی تصورشو نمی کنه. اینکه عاشق بشه براش خنده دار بود. چون فکر می کرد دلی برای این کار نداره که خرجش کنه. و من میدونستم که میشه و اینا همه حرفه، یا حس زنانگیش زیر بار نمی رفت یا اینکه وقتش نرسیده بود.
ّّاگه آدم عاشق بشه و گر بگیره، جوری که هیچ جا بند نشه، اونوقت حال و هواش عوض میشه. هیچ چیز براش معمولی نیست. همه دور و برش قشنگ میشن، همه دوست داشتنی میشن ّ و اینارو من گفته بودم و خیلی چیزای دیگه که شاید دلش پر بزنه برای عاشق شدن، و خدا می دونه چقدر براش پر حرفی کرده بودم.
سارا بیشتر از اونکه دختر خالم باشه دوستم بود و من یه جورایی می خواستم حق دوستی رو ادا کرده باشم. می دونستم تنهایی عشق آدمو بزرگ می کنه و اون ظرفیتشو داره که یه روزی آدم بزرگی بشه.

ّّ فرقی نمی کنه عشقت چی باشه؛یه آدم ، یه شعر، یه آواز ، یه کتاب ، یه حیوون، یه درخت یا حتی یه اسباب بازی. مهم اینه که باشه و تو بشی ّ و اینارو من بهش گفته بودم. و خوب می دونستم که واقعا فرقی نداره. چه فرقی می تونست داشته باشه؟!
و یه روز که اصلا نمی خندید اومد و گفت؛ ّ ممد فکر می کنم عاشق شدم ّ
ّتو دوست خوبی بودی براش ، حالا دیگه زندگی می کنه و قشنگ تر میشه ّ و اینارو به خودم گفته بودم.
ّ حالا یارو کیه؟ چیه؟ چه جوریه؟ ّ و اینا رو به اون گفته بودم. و اون هر چی می دونست گفت. اینکه  همکلاسی شه  و اهل ....... و من هیچ چیز نمی شنیدم. حس کرده بودم دنیا چقدر تنگه، سینه م چقدر  تنگه و نفس کشیدنم چقدر سخت شده.
ّ کاش هیچ وقت عاشق نمی شد، کاش می مرد ، کاش اصلا به دنیا نیومده بود ّ و اینا رو یه ناشناس از زبون من می گفت. حالا باید چیکار می کردم؟  ّ نباید  گریه هامو ببینه، باید اونارو  بزارم  برای روزای بی شماری که  بدون اون میان و می رن. ّ و اینا رو به خودم گفته بودم.

ّ خیلی خوشحالم سارا، خیلی ّ          و اینو من به اون گفته بودم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/08/29ساعت 9:50  توسط محمود  | 

بر نمی تابد
    ماه را
      حوض خالی
+ نوشته شده در  شنبه 1384/08/28ساعت 0:38  توسط محمود  | 

اعضاي شوراي شهر اصفهان روز 3 ارديبهشت را به بهانه تولد شيخ بهايي روز اصفهان ناميدند تا از اين پس بزرگداشت اين شهر بزرگ را نمادي باشد. در ميان پيشنهاد هاي داده شده ،يكي روز اسلام آوردن مردم اصفهان بوده، روزي كه شايد نتوان براي آن تاريخ مستدل و مستندي ارائه داد. ياد روزگار نوجواني افتادم. آن هنگام كه به سبب انقلاب تمامي كتابخانه ي مساجد و مدارس انباشته از كتابهاي استاد مطهري شد و آنقدر افراط كردند كه اندك اندك شريعتي خوان شديم و چرايش را نمي دانستيم. و نتيجه محروم شدنمان از دنياي استاد شد. “ مليت” و “اسلاميت” هر كدام در جايگاه خود هويت مان بخشيده اند . توازنشان را قدر بدانيم.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/08/26ساعت 11:39  توسط محمود  | 

معلق ميان آسمان و زمينم 
آسمان شك و 
         زمين يقين 
تحملم نيست كبوتر كوچك 
  بنشانم به هر كجاي اين خاك كه تو ميخواهي
.
 
+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/08/23ساعت 15:14  توسط محمود  |